من و بهار
شهریور 1386
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            
آرشیو

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 28 شهریور ماه سال 1386
پنالتی

بهار: داشتم بازی اسپانیا و نیجریه رو نگاه میکردم که گزارشگر بازی حرف قشنگی رو زد.

در ضربات پنالتی اونیکه باعث باخت هر تیم میشه در واقع بازیکنان همون تیم هستن..با گل نکردن ضربه پنالتی خود..

و واقعا هم همینجوریه..اگه اونقدر بازی رو کش بدی تا به پنالتی برسی دیگه باید هر ضربه رو گل کنی. وگرنه بازنده ای!..90 دقیقه فرصت بازی رو از دست میدیم..30 دقیقه وقت اضافه هم داده میشه و بازم از دستش میدیم. این دفعه دیگه پنالتیا رو باید یکی یکی گل کنیم. دیگه اختیار از ما سلب میشه. مجبوریم، وگرنه باختیم. درسته که زدن ضربه مهارت میخواد. درسته که یکی رو بخاطر زدن ضربه های خوب پنالتیش میشناسن..اما دیگه گل کردن هر ضربه یک "وظیفه" هست.

کار رو به جایی نرسونیم که گلهامون یک وظیفه تلقی بشن.

در ضربات پنالتی مهم این نیست که یک بازیکن چقدر خوب توی 120 دقیقه قبل بازی کرده..دیگه اگه پنالتیش رو گل نکنه عامل باخت تیم به حساب میاد..پنالتی گل نشده روبرتو باجیو در فینال 94 همیشه در اذهان موندگاره.

کار رو به جایی نرسونیم که فراموش بشه کی بودیم و چکار کردیم و صرفا گل نزده مون در ضربات پنالتی تعیین کننده وضعیتمون در جدول باشه.

کاری نکنیم که گلهامون یک وظیفه به حساب بیان..

 

من: بیشین بینیم بااااا!..

 

 

پ.ن.:

من: خب حالا بیلاخره بازی اسپانیا و نیجریه به کجا رسید؟

 

بهار: نمی دونم..حواسم رفت به تایپ اینا، بازی از دستم در رفت!

 

 

پ.ن.2: یک هفته ای از نت به دور بودم. ببخشید اگه جواب کامنتاتون رو ندادم..


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 9589


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
در تاریخ 12 خرداد 58 و با جنسیت مذکر به دنیا اومدم! یعنی پسری متولد بهار 58! حالا آیا به همین دلیل بود یا به دلایل دیگه که پدر و مادرم اسمم رو بهار گذاشتند!!!! بالاخره شیرازی هستند و اهل صفا و صمیمیمت و مهر و محبت و گل و بلبل و ازینا, خلاصه خوشند دیگه!!..گواهی تولدم هم به همین نام صادر شد!..همه فامیل اعتراض کردند و پس از تهدیدهای جانی و مالی و غیره و ذالک و اینکه بچتونو جر میدیم و اینا بالاخره در تاریخ 18 مرداد 58 رسما و قانونا اسمم به پدرام تغییر پیدا کرد!..دلیل این تاخیر فاز 2 ماهه رو هم که دیگه همه میدونند بخاطر چیه!! این وبلاگ بهار پارسال و همزمان با تولدم به دنیا اومد. من و بهار یعنی من و خودم. روال وبلاگ مکالمه من و بهار (خودم) بود. شایدم من درون و من برون. یا یه چیزی تو همین مایه ها. متاسفانه خیلی زود بچه سقط شد ولی اسمش موند تا بچه های دیگه اونرو به یدک بکشند و یاد و خاطره اش رو زنده نگه دارند!!..(چه نوستالژیک شدا!) این هم از ماجرای من و بهار!..چیه؟ ناامیدتون کردم؟؟!!
شناسنامه کامل من...